معراج: Levitation ، If you do not know the real Islam and Shia Ask
Islam in Europe does not display correctly
درباره وبلاگ


user & key nod32
anti
If you want to know who is Shia, we ask

مدیر وبلاگ : معراج .
مطالب اخیر
نویسندگان

بـه یـاد داشتـه بـاش کـه ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آنان که تجربه های گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار اشتباهند.

از میان کسانی که برای دعای باران به میعادگاه می روند تنها کسانی که با خود چتر می برند به کارشان ایمان دارند.

پیچ های جاده آخر جاده نیستند مگر این که خودت نپیچی.

وقتی به چیزی می رسی بنگر که در ازای آن از چه گذشته ای.

آدم های بزرگ شرایط را خلق می کنند و آدم های کوچک از آن تبعیت می کنند.

آدم های موفق به اندیشه هایشان عمل می کنند اما سایرین تنها به سختی انجام آن می اندیشند.

گاهی خوردن لگدی از پشت، برداشتن گامی به جلو است.

هرگز به کسی که برای احساس تو ارزش قائل نیست دل نبند.

همیشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می دهد به راحتی دل بکنی.

با هر کسی مانند خودش رفتار کن تا نتیجه و عکس العمل کارش را قلبا احساس کند.

هرگز به کسی که حاضر نیست برای تو کاری انجام بده، کاری انجام نده.

به کسانی که خوبی دیگران را بی ارزش یا از روی توقع می دانند خوبی نکن اما اگر خوبی کردی انتظار قدردانی نداشته باش.

قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.

هرگاه با آدم های موفق مشورت کنی شریک تفکر روشن آنها خواهی بود.

وقتی خوشبخت هستی که وجودت آرامش بخش دیگران باشد.

به خودت بیاموز هر کسی ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.

هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که زندگیت را روشن می کند.

همیشه حرفی رو بزن که بتونی بنویسی، چیزی رو بنویس که بتونی امضاش کنی و چیزی رو امضاء کن که بتونی پاش بایستی.

هرگاه نتونستی اشتباهی رو ببخشی اون از کوچکی قلب توست، نه بزرگی اشتباه.

عادت کن همیشه حتی وقتی عصبانی هستی عاقبت کار را در نظر بگیری.

آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهایی را که باز می شوند نبینی.

تملق کار ابلهان است.

کسی که برای آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند.

آنکه برای رسیدن به تو از همه کس می گذرد عاقبت روزی تو را تنها خواهد گذاشت.

نتیجه گیری سریع در رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است.

هیچ گاه ابزار رسیدن به خواسته دیگران نشو.

اگر می خواهی اعمالت مورد پسند خدا باشد، در سختیها از خودت بگذر، دیگران را قربانی نکن.

از قضاوت دست بکش تا آرامش را تجربه کنی.

دوست، برادری است که طبق میل خود انتخابش می کنی.

سعی کن لیاقت محبت و مهربانی دیگران را داشته باشی.





نوع مطلب : جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : بـه یـاد داشتـه بـاش کـه ...، جملات حکمت آمیز، حکمت، اس ام اس جالب، حرف حسابی،
لینک های مرتبط :
16 اردیبهشت 92 :: نویسنده : معراج .

متشکرم پدر که نشان دادی ما چقدر فقیر هستیم!


روزی از روزها پدری از یک خانواده ثروتمند، پسرش را به مناطق روستایی برد تا او دریابد مردم تنگدست چگونه زندگی می‌کنند. آنان دو روز و دو شب را در مزرعه ی خانواده‌ای بسیار فقیر سر کردند و سپس به سوی شهر بازگشتند. در نیمه‌های راه پدر از فرزند پرسید:
خب پسرم، به من بگو سفر چگونه گذشت؟

- خیلی خوب بود پدر.

- پسرم آیا دیدی مردم فقیر چگونه زندگی می‌کنند؟

- بله پدر، دیدم...

- بگو ببینم از این سفر چه آموختی؟

- من دیدم که:

ما در خانه ی خود یک سگ داریم و آنان چهار سگ داشتند.. . ما استخری داریم که تا نیمه‌های باغمان طول دارد و آنان برکه‌ای دارند که پایانی ندارد، ما فانوسهای باغمان را از خارج وارد کرده‌ایم، اما فانوسهای آنان ستارگان آسمانند. ایوان ما تا حیاط جلوی خانه‌مان ادامه دارد، اما ایوان آنان تا افق گسترده است......
ما قطعه زمین کوچکی داریم که در آن زندگی می‌کنیم، اما آنها کشتزارهایی دارند که انتهای آنان دیده نمی‌شود. ما پیشخدمتهایی داریم که به ما خدمت می‌کنند، اما آنها خود به دیگران خدمت می‌کنند. ما غذای مصرفی‌مان را خریداری می‌کنیم، اما آنها غذایشان را خود تولید می‌کنند. ما در اطراف ملک خود دیوارهایی داریم تا ما را محافظت کنند، اما آنان دوستانی دارند تا آنها را محافظت کنند.


آن پسر همچنان سخن می‌گفت و پدر سکوت کرده بود و سخنی برای گفتن نداشت. پسر سپس افزود:


متشکرم پدر که نشان دادی ما چقدر فقیر هستیم!




نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، 
برچسب ها : فهمیدم چقدر فقیر هستیم!، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :
14 اردیبهشت 92 :: نویسنده : معراج .

در روزگاری دیگر مردی بود که به زن ذلیلی شهره بود و مصداق آن شخصی بود که وقتی در روز قیامت پروردگار به زن ذلیلان بفرمود که همه به آن سو روند آن شخص از ترس زن خود به آن سو نرفت. پس روزی دوستان زن ذلیل از فرط بیکاری تصمیم گرفتند تا کمی سر به سر وی گذارند پس با شوخی و خنده شروع به خاطره تعریف کردن از وی کردند که آیا می دانید فلان (یعنی همین زن ذلیل ) در شستن لباسها و پختن غذا به زن خود کمک بسیار همی نماید . پس زن ذلیل نگاهی عاقلانه اندر سفیهانه به آنها بیانداخت و بفرمود که شما را در زندگی مانند من سیاست نباشد چرا که اگر من در شستن لباسها به زنم کمک نمایم به این دلیل است که وی نیز در شستن ظرفها به من کمک نماید و اگر من به وی در پختن غذا کمک زیاد نمایم به این دلیل باشد که وی نیز در تولد و پرورش بچه به من کمک بسیار نماید !!! و این باشد تا بعد





نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، 
برچسب ها : زن ذلیل، زز، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :
11 اردیبهشت 92 :: نویسنده : معراج .

درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود .

پس از اندك زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می كند و می گوید : جاسوس می فرستید به جهنم!؟

از روزی كه این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می كند و . . .

حال سخن درویشی كه به جهنم رفته بود این چنین است: با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند .



نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، 
برچسب ها : اگر با عشق زندگی کنی...، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :
10 اردیبهشت 92 :: نویسنده : معراج .

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود . او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد . عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد . مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

 امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!

     وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است .
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است . . . . لبخند بزنید




نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، 
برچسب ها : امروز بهار است...، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات