معراج: Levitation ، If you do not know the real Islam and Shia Ask
Islam in Europe does not display correctly
درباره وبلاگ


user & key nod32
anti
If you want to know who is Shia, we ask

مدیر وبلاگ : معراج .
مطالب اخیر
نویسندگان

من پسر زنی هستم که با دست هایش از بزها شیر می دوشید.
این را به عرب بیابانی گفت. عرب بیابانی از هیبت پیامبری که همه ی قبایل به او ایمان آورده بودند، لکنت گرفته بود. آمده بود جمله ای بگوید و نتوانسته بود و کلماتش بریده بریده شده بود.
رسول الله از جایش بلند شده بود. آمده بود نزدیک و ناگهان او را در آغوش گرفته بود؛ تنگ تنگ. آن طور که تنشان تن هم را لمس کند. در گوشش گفته بود:
«من برادر تو ام»، «اَنَا اَخُوک»
گفته بود فکر می کنی من کی ام؟ فکر می کنی پادشاهم؟ نه! من آن سلطان که خیال می کنی نیستم. «من اصلاً پادشاه نیستم» «لَیسَ بمَلک» من محمدم.
پسر همان بیابان هایی هستم که تو از آن آمده ای. «من پسر زنی هستم که با دست هایش از بزها شیر می دوشید.» حتی نگفته بود که پسر عبدالله و آمنه است. حرف دایه ی صحرانشینش را پیش کشیده بود که مرد راحت باشد.
آخرش هم دست گذاشته بود روی شانه ی او و گفته بود: «آسان بگیر، من برادرتم.» مرد بیابانی خندید و صورت او را بوسید: «عجب برادری دارم»

- راستی هم عجب برادری بود. یک برادر با کارهای عجیب و غریب؛ مثل دوست های خجالتی. از آن ها که صداشان در نمی آید.
داشت می رفت مسجد. تو کوچه یک یهودی جلویش را گرفت. گفت:«من از تو طلبکارم، همین الان باید طلبم را بدهی.» رسول الله گفت: «اول این که از من طلبکار نیستی و همین طوری داری این را می گویی؛ دوم هم این که من پول همراهم نیست، بگذار رد شوم.»
یهودی گفت: «یک قدم هم نمی گذارم جلو بروی.» رسول الله گفت: «درست نگاهم کن؛ تو از من طلبکار نیستی.» ولی یهودی همین طور یکی به دو می کرد و بعد هم با حضرتش گلاویز شد.
کوچه خلوت بود کسی رد نمی شد که بیاید کمک. مردم دیدند پیامبر برای نماز نرسید. آمدند پی اش. دیدند یهودی ردای پیغمبر را لوله کرده، دور گردن حضرت پیچانده و طوری می کشد که پوست گردن او قرمز شده. تا آمدند کاری کنند از دور بهشان اشاره کرد که نیایید؛ گفت:«من خودم می دانم با رفیقم چه بکنم.» رفیقش؟ منظورش همین رفیقی بود که با ردا او را می کشاند.
چشمشان افتاد در چشم هم. یهودی گفت: «بهت ایمان آوردم، با این بزرگواری، تو بی تردید، پیغمبری.»





نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، 
برچسب ها : رسول اکرم ص، پیغمبر، داستان، دوستهای خجالتی، مناسبتی، اخلاق وعرفان، اهل بیت،
لینک های مرتبط :
افسران - عیدتان فاطمی باد


کلیپ امام خامنه ای : از قطار بیرون پریدم
 
جهت دانلود از نرم افزار دانلود منیجر استفاده نمایید

http://hn7.asset.aparat.com/aparat-video/c8042c25ba35e70e6b949508ce83f0102230076-240p__40621.mp4




تاثیر اخلاق خوب بر گناهان

قال رسول الله صلى الله علیه وسلم:

إن الخلق الحسن یذیب الخطایا كما تذیب الشمس الجلید وإن الخلق السیء لیفسد العمل كما یفسد الخل العسل

حسن خلق خطایا را ذوب میکند همانگونه که خورشید یخ را ذوب میکند

و بد اخلاقی عمل(نیک) را از بین میبرد همانگونه که سرکه عسل را فاسد میکند



جمله ای کلیدی از آیت الله بهجت ره

آیت الله بهجت ره :

تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد و قوّت رابطه ما با ولیّ امر هم در اصلاح نفس است.

 

 

 

ارتباط با امام زمان


fatemiye_3_by_hmsk11


افسران - مگه می شه باشی و تنها بمونم...


گوشه ای از جنایات طرف‌های مذاکره با ایران

افسران -  عکس/ گوشه ای از جنایات طرف‌های مذاکره با ایران


افسران - خواهرم حجابت...


افسران -  به اصطلاح روشنفکرا میگند . . .






نوع مطلب : جملات حکمت آمیز، داستان های حکمت آمیز، دانلود، 
برچسب ها : اخلاق وعرفان، اهل بیت، انتظار، عقاید، عکس، بزرگان، تا رابطه ما با ولیّ امر امام زمان،
لینک های مرتبط :

بسم الله الرحمن الرحیم

وجود مبارك صدیقه كبرا(سلام الله علیها) یك سلسله مقاماتی دارد كه واقعاً فهم آن مقدور ما نیست.

مرحوم كلینی(رضوان الله علیه) در جلد اول كافی نقل می‌كند كه بعد از رحلت وجود مبارك پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) جبرئیل می‌آمد و آن معارف الهی را بیان وحوادث آینده را تشریح و بازگو می‌كرد. صدیقه كبرا(سلام الله علیها) هم اینها را می‌شنید بعد به حضرت امیر(سلام الله علیه) املا می‌كرد و علی‌بن‌ابی‌طالب(سلام الله علیه) آنها را یادداشت می‌كرد ‌و شد مصحف فاطمه.

اگر خدا به حضرت ابراهیم یا برخی انبیای دیگر صحف داد به وجود مبارك صدیقه كبرا هم صحیفه عطا كرده است منتها این صحیفه شریعت نیست؛ ولی اخبار غیبی هست علوم و معارف الهی هست و مانند آن. این واقعاً مقدور ما نیست كه جبرئیل می‌آید یعنی چه؟! چگونه تنزّل می‌كند این چه وحی‌ای است كه بر غیر نبی می‌آید! چه وحی‌ای است كه بر غیر امام می‌آید! این چه وحی‌ای است كه بر حجّت خدا بر معصومه كبرا می‌آید!

فاطمه س محدثه و حجت الله است

وجود مبارك حضرت فاطمه(سلام الله علیها) حجّةالله است برای اینكه اگر پیغمبر حجت است نه برای اینكه پیغمبر است برای این است كه معصوم است و اگر امام، حجت است نه برای اینکه امام است برای این است كه معصوم است و اگر كسی معصوم بود قول و فعل و تقریر او می‌شود حجت. حالا امامت یك مقام برتر است نبوّت یك مقام برتر است ولی حجیّت قول دائر مدار عصمت است یعنی این انسان كامل معصوم است و هیچ چیزی نمی‌گوید مگر به دستور خدا ؛چنین كسی فعل او و قول او و تقریر او می‌شود حجت. اگر ما روایتی را از صدیقه كبرا(سلام الله علیها) داشته باشیم بدون تردید طبق آن فتوا می‌دهیم برای اینكه معصوم جز حق نمی‌گوید قول امام حجت است للعصمة، قول پیامبر حجّت است للعصمة و قول حضرت صدیقه كبرا هم حجت است للعصمة.

وجود مبارك حضرت امیر به قول حضرت زهرا استدلال می‌كند و می‌گوید فاطمه این‌چنین گفته است این را در اصول خوانده‌اید كه قول معصوم بما أنّه معصومٌ حجت است حالا خواه امام باشد خواه پیامبر باشد خواه نه امام نه پیامبر. محور حجیّت، عصمت است اگر كسی واقعاً هیچ راهی برای نفوذ وهم و خیال و شیطنت در او نیست،هیچ راهی برای سهو و نسیان او نیست و هر چه هست رضای خداست آن وقت می‌شود معصوم؛ وقتی معصوم شد قولش هم می‌شود حجت.


حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی،درس اخلاق22/01/92
منبع:http://www.portal.esra.ir/Pages/Index.aspx?kind=1&lang=fa&id=MzQzMg%3d%3d




نوع مطلب : جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : آیت الله جوادی آملی، سخنان آیت الله جوادی درباره حضرت زهرا س، معنای محدثه بودن حضرت زهرا، معنای حجت بودن حضرت زهرا، حدیث، اخلاق وعرفان، اهل بیت،
لینک های مرتبط :
یک کلیپ کوتاه سخرانی حاج آقا عالی است که یک داستان کوتاه تعریف میکنه واقعا شنیدنیه.

از گوش کردنش قطعا پشیمون نمیشید

دانلود کلیپ هنوز گدا نشدی





نوع مطلب : فیلم، جملات حکمت آمیز، داستان های حکمت آمیز، دانلود، 
برچسب ها : اخلاق وعرفان، اهل بیت، دانلود، عقاید، مهارت های زندگی، مداحی، سخنرانی،
لینک های مرتبط :
نشسته ام توی کیوسک نگهبانی، هوا بشدت سرده و این هیتر کذا جوابگوی این سرمای استخوان سوز نیست، از دور مردی کلاه به سر بطرفم میآد نزدیک و نزدیک، حدسم درسته از خادمین رسمی حرمه و در رو باز کرد و نشست روبروم. به احترمش هیتر رو هل دادم جلوی  جنابش! :

حاج آقا سرده شما استفاده کنید.

نگاهم میکند و لبخندی و...

حرفهایش و سوالاتش شروع میشود: کارت چیه؟ کجایی هستی؟ چه موقع ها قمی ؟ اهل کجایی ؟ و...
نهایت همه این سوالات این میشود: ببینم با بانوی قم رفیق هستی یا نه؟ با بغضی میگوید در حالی که دستش رو به حرم اشاره دارد. می گویم آره حاج آقا فقط یک طرفه هست او مهرورزی میکند و بنده.. .
میگوید 37 سال است خادم حرم حضرت معصومه هست کلی حال میکند وقتی این رو میگه. میخندد و ادامه میدهد که هیچ مدیر و تولیت و.. نتونسته از نوکری حرم عوضش کنه . مشکلی تو ثبت بیمه اش پیش اومده و 12سال بیمه پریده همین باعث شده 12سال بعد 30 سال خدمت نیز بتونه خادم بمونه!! 
رفیق تر که میشیم میگه بذار قصه ازدواجم رو بگم:
یه نوجوون 16 ساله بودم که کنار بابام تو حرم بنایی میکردیم اونم قبل انقلاب.( منظورش از بنایی، آجر چینی دور قبوره!!) یه میت از تهران اورده بودن که کلی هم خدم و حشم همراهش بود من بی اختیار چشمم رفت به دخترای جوون بزک کرده ای که دور میت بودن و با خانوادشون اومده بودن واسه تشییع. یه دفعه به خودم که اومدم دیدم داخل حرم کریمه جلوی حضرت معصومه دارم چشم چرونی میکنم. سراسیمه خودم رو رسوندم به ضریح با همون لباس پر از گچ و خاک. خادمی دم در صدا زد کجا با این لباسها! گفتمش با خانم کار دارم. چسبیدم به ضریح و ناله کنان گفتم یا کریمه! من تو حرمت بگناه افتادم بهت التماس میکنم هرچه زودتر اسباب ازدواجم رو فراهم کن.

میگفت چند روزی از این اتفاق گذشت. کنار قبر داشتم بنایی میکردم یه آقایی صدام زد و وقتی رفتم جلو اسم و آدرس و مشخصات خانوادگیم رو پرسید. فرداشب بود که زنگ خونه به صدا دراومد. پدرم که درب رو باز کرد از پشت پرده دیدم همون مردیه که تو حرم آدرس ازم گرفته بود و الان با خانمش اومده. دویدم به مامانم گفتم که مادر این مهمان امشب همون فرد کذائیه که گفتمت آدرسم رو گرفت!.
نشستیم چای و میوه که صرف شد مرد شروع کرد به صحبت که : یه هفته ای هست پسر شما رو تو حرم زیر نظر دارم بنظر میاد آدم کاری و پاکی هست امشب اومدیم خونه شما که پسرتون رو واسه دخترمون خواستگاری کنیم.
حالا حدود 4دهه از ازدواجش با این دختر میگذشت. کلی میخندید و تعریف میکرد و آخر صحبتش دوباره بهم گفت سعی کن با این خانم رفیق باشی که هرچه بخواهی بهت میده.
الان با خودم فکر میکنم چه میان بری داره این ازدواج جوونها!! . فقط کافیست بدوی سمت ضریحش و ناله کنان از او مدد بجویی! کریمه ای که از یک چشم چران حرمش یک خادم عاشق ساخته است و ازدواج و شغل و صحت جسم و روح و فرزند و.. او را تضمین کرده! فقط کافیست قدمی برداریم

بر گرفته از وبلاگ ریگ متین به آدرس زیر

http://rigmatin.blogfa.com/





نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، 
برچسب ها : اخلاق وعرفان، اهل بیت، مهارت های زندگی، داستان، کرامات حضرت معصومه، کرامت حضرت معصومه، خواستگاری دختر از پسر،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic