تبلیغات
معراج: Levitation ، If you do not know the real Islam and Shia Ask - مطالب فروردین 1392
 
معراج: Levitation ، If you do not know the real Islam and Shia Ask
Islam in Europe does not display correctly
درباره وبلاگ
مطالب اخیر

دو قرن پیش از میلاد، پیرمردی به نام «چو» در یک روستای شمال چین زندگی می کرد و روزی اسبش گم شد.

همسایگان از شنیدن خبر گم شدن این اسب ، تاسف خوردند و برای ابراز همدردی به خانه پیرمرد رفتند اما بی آنکه کم ترین اثر اندوه و غمی در چهره اش نمایان باشد گفت:مهم نیست که اسب من گم شده است؛ شاید حکمتی در کار باشد.

همسایگان از حرف های پیرمرد تعجب کردند و به خانه خود بازگشتند.

پس از چند ماه اسب گم شده به همراه چند راس دیگر به روستا برگشت. مردم این خبر را که شنیدند با خوشحالی به سراغ پیرمرد رفتند و تبریک گفتند، اما «چو» انگارنه انگار که اتفاقی افتاده است با خونسری اظهار داشت:این کجایش جای خوشحالی دارد که من بی رنج و زحمت به آسانی و مجانی چند اسب به دست بیاورم، شاید این خودش باعث بدبختی برای من شود.

پیرمرد فقط یک پسر داشت که عاشق اسب سواری بود. آن پسر.، روزی هنگام سوارکاری از اسب افتاد و استخوان پایش شکست.همسایگان به سراغ پیرمرد رفتند که او را تسلی دهند اما بدون هیچگونه احساس ناراحتی گفت:استخوان پا شکست که شکست؛ شاید این مساله بعدها به نفع ما تمام شود،کسی چه می داند؟ همسایگان که با شگفتی، سخنان «چو» را گوش می دادند این بار هم نتوانستند بفهمند منظورش چیست.

یک سال بعد در آن منطقه جنگ خونباری شکل گرفت.، بیش تر جوانان به میدان نبرد رفتند و بیش ترشان کشته شدند. پسر «چو» اما به خاطر لنگ بودن پایش به جنگ نرفت و زنده ماند. آنوقت بود که همسایگان به عمق گفته های پیرمرد رسیدند...





نوع مطلب :
برچسب ها : شاید حکمتی در کار است، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

روزی بود و روزگاری. در دیاری پادشاهی زندگی می کرد . روزی از راهی می گذشت و هیزم شکنی را دید.

پادشاه به هیزم شکن گفت داری چه کار می کنی؟

گفت:  در حال شکستن هیزم هستم برای به دست آوردن مخارج زندگیم.

هیزم شکن به پادشاه گفت: شما در حال انجام چه کاری هستی؟

پادشاه گفت :در حال پادشاهی.

هیزم شکن مودبانه در پاسخ گفت: تا کی می خواهی به پادشاهی ادامه بدهی؟ آخر روزی به پایان خواهد رسید. بهتر است کاری را یاد بگیری و همیشه متکی به مردم نباشی.

پادشاه از هیزم شکن جدا شد و به راه خود ادامه داد و به حرف های هیزم شکن خوب فکر کرد و از روز بعد شروع کرد به یاد گرفتن حرفه های مختلف.

تا این که روزی در راهی گرفتار دزدان و راهزنان شد و او را به اسارت بردند  ، دزدان پادشاه را نمیشناختند لذا  هرچه همراه داشت از او گرفتند و خواستند که او را بکشند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : عبرت، از فکر خود استفاده کن نه از زور بازوی دیگران، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت .

سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، 
برچسب ها : حکایت حضرت سلیمان ومورچه، رزق میرسد، رزق، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است. دستشو گرفتم و گفتم:

باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم.

اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم، انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود، باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم، از من پرسید:

چرا؟!



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، 
برچسب ها : همسرم را دوست دارم، طلاق، عشق به دوست دختر، عاقبت عشق رنگین، چرا طلاق، محبت، کمبود محبت، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.

بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه‌ای رسید که پر از مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.

یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد. جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.

مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد. اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.

بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.

تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه‌های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن.



نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، 
برچسب ها : زندگی خروس، تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه‌های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

حضرت آیت الله وحید ‌خراسانی همچون سالهای گذشته در سالروز شهادت مظلومانه بانوی دو عالم دخت نبی مکرم اسلام صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا(س) با قلبی مالامال از غم و اندوه ، دوشادوش عزاداران فاطمی برای عرض تسلیت و تعزیت به ساحت مقدسه کریمه اهل ‌بیت(ع)‌ از مقابل بیت خود به سمت حرم مطهر پیاده ‌روی کردند و این مصیبت عظیم و جانسوز را به بی بی دو عالم حضرت فاطمه معصومه(س) تسلیت گفتند.

302686 تصاویر عزاداری و پیاده روی آیت الله وحید خراسانی   روز شهادت حضرت زهرا(س)

302688 تصاویر عزاداری و پیاده روی آیت الله وحید خراسانی   روز شهادت حضرت زهرا(س)

302682 تصاویر عزاداری و پیاده روی آیت الله وحید خراسانی   روز شهادت حضرت زهرا(س)

302683 تصاویر عزاداری و پیاده روی آیت الله وحید خراسانی   روز شهادت حضرت زهرا(س)

302689 تصاویر عزاداری و پیاده روی آیت الله وحید خراسانی   روز شهادت حضرت زهرا(س)

302692 تصاویر عزاداری و پیاده روی آیت الله وحید خراسانی   روز شهادت حضرت زهرا(س)





نوع مطلب :
برچسب ها : حضرت آیت الله وحید ‌خراسانی، شهادت مظلومانه بانوی دو عالم دخت نبی مکرم اسلام صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا(س)، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه داستان، مسایل جنسی خانواده، ازدواج، راه حل مشکلات ازدواج، عشق، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

یك تاجر آمریكایى نزدیك رودی در یکی از روستاهای مكزیك ایستاده بود، كه یك قایق كوچك ماهیگیرى از کنارش رد شد و ماهیگیر چند ماهی شکار کرده بود!

از مكزیكى پرسید:

چقدر طول كشید كه این چند تارو بگیرى؟

مكزیكى:
مدت خیلى كمى !



آمریكایى:
پس چرا بیشتر صبر نكردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟

مكزیكى:

چون همین تعداد هم براى سیر كردن خانواده‌ام كافیه !


آمریكایى:
اما بقیه وقتت رو چیكار میكنى؟

مكزیكى:

تا دیروقت میخوابم! یك كم ماهیگیرى میكنم!با بچه‌هام بازى میكنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهكده میچرخم! با دوستام شروع میكنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى !

آمریكایى:
من توی هاروارد درس خوندم و میتونم كمكت كنم. تو باید بیشتر ماهیگیرى كنى. اونوقت میتونى با پولش یك قایق بزرگتر بخرى، و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میكنى! اونوقت یك عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى!!

مكزیكى:
خب! بعدش چى؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : رویای آمریکایی، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

 4 گلچین تصویری مداحی های فاطمیه

گلچین تصویری مداحی های فاطمیه  با نوای مداحان ، سلحشور ، بنی فاطمه ، مقدم ، میرداماد ، کریمی ، سیب سرخی ..

 5 گلچین تصویری مداحی های فاطمیه

 

 دانلود از سایت مداحان

.




نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود مداحی فاطمیه، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه داستان، مسایل جنسی خانواده، ازدواج، راه حل مشکلات ازدواج، عشق، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

معاون اماکن متبرکه و اموز زائران آستان قدس رضوی از آغاز ثبت نام اعتکاف خبر داد و گفتثبت نام اعتکاف ۹۲ از ۱۵فروردین‌ماه آغاز شده است و این روال تا ۳۱ فروردین ماه ادامه خواهد داشت.

وی با بیان اینکه زوار می‌توانند از دو طریق برای ثبت نام در اعتکاف اقدام نمایند گفتافراد متقاضی می‌توانند با ارسال پیامک بدون متن به شماره ۳۰۰۰۰۰۰۸ و یا از طریق سایت رسمی آستان قدس رضوی از سراسر کشور برای اعتکاف اقدام کنند. ۴ هزار نفر به قید قرعه‌کشی امکان حضور برای اعتکاف در مسجد گوهرشاد و حرم مطهر رضوی را پیدا خواهند کرد.

جهت کسب اطّلاعات بیشتر و یا ارایه ی نظرها، پیشنهادها و انتقادهای خود در ساعات اداری می توانید با شماره تلفن های ۲۲۹۱۲۵۱ (۰۵۱۱) و ۲۲۹۱۲۵۲ (۰۵۱۱) ، و در ساعات غیر اداری با صندوق صوتی ۲۰۰۲۷۲۸ (۰۵۱۱) و یا پست الکترونیک





نوع مطلب :
برچسب ها : شروع ثبت نام اعتکاف در حرم امام رضا(ع)۹۲، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه داستان، مسایل جنسی خانواده، ازدواج، راه حل مشکلات ازدواج، عشق، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

در لابلای سخنان ائمه هدی (ع)به پاسخ های کوتاه اما پر مغزی انسان دست می باید.

برای نمونه به ۷ پاسخ امیرالمومنین علی علیه السلام به ۷ سوال یک پرسشگر توجه فرمائید
مردی خدمت امیر المومنین(ع) رسید و عرض کرد از ۷۰۰ فرسخی آمده ام تا ۷ مطلب را از شما سوال کنم فرمودند:بپرس
مرد عرض کرد:
۱- چه چیزی از آسمان بزرگتر است؟
۲- چه چیزی از زمین وسیع تر است؟
۳- چه چیزی از یتیم ضعیف تر است؟
۴- چه چیزی از آتش (جهنم)گرمتر است؟
۵- چه چیزی از زمهریر خنک تر است؟
۶- چه چیزی از دریا غنی تر است؟
۷- چه چیزی از سنگ سخت است؟
امام فرمودند:
۱- تهمت زدن به بی گناه از آسمان بزرگتر است
۲- حق از زمین هم وسیع تر است
۳- حرف سخن چینان نزد قدرتمندان از یتیم ضعیف تر است
۴- حرص و ولع از آتش گرم تر است
۵- احتیاج و نیازمندی تو به بخیل، از زمهریر خنک تر است
۶- بدن قانع و راضی از دریا غنی تر و ثروتمندتر است
۷- قلب کافر از سنگ هم سخت است

پی نوشت:
مستدرک سفینه ج ۴ ص ۴۴۱





نوع مطلب :
برچسب ها : چیزی که از آتش جهنم گرمتر است!، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه داستان، مسایل جنسی خانواده، ازدواج، راه حل مشکلات ازدواج، عشق، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

در روزگاری که خیلی ها برای حل مشکلاتشان دست به کارهای خرافی و بعضا غیرشرعی روی می آورند مرحوم آیت الله بهجت راه کاری کارآمد ارائه می دهند که نیاز به اعتقاد و مداومت  دارد.  از آیت الله بهجت پرسیده شد؛

برای برآورده شدن حوائج کدامیک از نمازهایی که برای حاجت ذکر کرده اند خوب است؟
نماز روز پنجشنبه را فراموش نکنید این برای برآورده شدن حوائج خیلی مهم است.

ازدواج جوانی سر نمی گیرد و به اصطلاح  عوام بختش باز نمی شود و از شما راهنمایی می خواهد؟
نماز جعفر طیار علیه السلام بخواند و پس از آن دعایی که در کتاب زادالمعاد مجلسی آمده [این دعا از امام جعفر صادق علیه السلام توسط مفضل بن عمر روایت شده است و در مفاتیح الجنان در ضمن نماز جعفر طیار ذکر شده است] که در این هنگام خوانده شود، بخواند و در پی آن به سجده رود و تلاش کند که حتما گریه کند گر چه به مقدار کم و همین که چشمش را اشک گرفت حاجتش را از خدا بخواهد. این عمل را تا زمانی که حاجتش روا شود انجام دهد، و اگر نشد بداند که یا کم خواند ویا با اعتقاد کامل نخوانده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : توصیه آیت‌الله بهجت برای بخت‌گشایی، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه داستان، مسایل جنسی خانواده، ازدواج، راه حل مشکلات ازدواج، عشق، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

مرحوم حاج شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان) در کتاب سفینة البحار(ج۷، ذیل حرف ق) به نکاتی پیرامون قم و ویژگی های آن پرداخته و به روایاتی اشاره کرده است که به امن بودن این منطقه توجه شده است. از امام صادق(ع) روایت شده است: اگر مصیبت بر شما وارد شد، بر شما باد به قم که آنجا مأمن فاطمیون است.

شاید ویژگی های ذیل باعث شده است که شهر مقدس قم دارای چنین جایگاهی باشد:

الف. مدفن کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س)؛

ب. مدفن بسیاری از علما و فقها و اولیای بزرگ الهی؛

ج. لقب قم از پیامبر گرامی(ص) اخذ شده است که در شب معراج با دیدن شیطان در این سرزمین با لفظ قم او را از اینجا راند.

د. شهر اهل بیت(ع) است با توجه به ولایت مداری مردم این سرزمین از امام صادق(ع) نقل شده است: برای ما اهل بیت حرمی است که آن شهر قم است. (سفینة البحار).

هـ. قم مرکز علم اهل بیت و صدور آن به عالم است. از امام صادق(ع) نقل شده است: به زودی کوفه از مؤمنین خالی می شود و جمع می شود(مخفی می شود) علم از آن همانگونه که مار در سوراخ خود مخفی می شود، سپس ظاهر می شود علم به شهری که به آن قم می گویند و می گردد معدن علم و فضل.(سفینة البحار).

و. اهالی قم هنگام ظهور، همراهان و یاوران امام مهدی(ع) هستند. از امام صادق(ع) نقل شده است: قم را قم نامیدند زیرا اهل آن با قائم آل محمد(ع) جمع می شوند و با او قیام می کنند و بر او استفامت و پایداری می ورزند و او را یاری و نصرت می کنند.(سفینة البحار).

ز. یکی از درهای بهشت برای اهل قم است. از امام رضا(ع) نقل شده است: برای بهشت هشت در است و یکی از آنها برای اهل قم است، پس خوشا به حال آنها، پس خوشا به حال آنها، پس خوشا به حال آنها.

هرچند همه ویژگی ها در جای خود بسیار مهم و ارزشمند است، اما نکته پنجم جایگاه خاصی دارد، زیرا منادی کامل و واقعی دین اسلام در دوران سخت و سنگین غیبت و صدور آن به جهان و آشنا کردن مردم با حقیقت دین، حوزه علمیه قم است و خداوند و امام عصر(ع) این ندا و دعوت گر را رها نمی کند. با صدور دین و معارف مهدویت است که مردم آمادگی بیشتر برای ظهور پیدا می کنند





نوع مطلب :
برچسب ها : امن ترین نقطه ی جهان در آخر الزمان کجاست؟، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه داستان، مسایل جنسی خانواده، ازدواج، راه حل مشکلات ازدواج، عشق، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

متعه عقد و ازدواجی است که تفاوت آن با عقد دایم در چند چیز است:

الف): وقت معینی دارد و با رسیدن آن وقت این عقد تمام می شود.

ب) مهریه حتما باید معین شود.

ج): زن باید بعد از این عقد (اگر یائسه نباشد و دخول هم صورت گرفته باشد) ۴۵ روز عده نگه دارد.

د): بعضی از حقوق زوجه بر زوج در این عقد وجود ندارد و بالعکس.

۲- آیه ۲۴ سوره نساء و روایات فراوانی از شیعه و کتب اهل سنت بر این عقد دلالت دارند .[۱]

اما حدیثی آمده است که عمر ابن حصین نقل می کند که آیه متعه نازل شد و ما با پیامبر بدان عمل می کردیم و آیه ای برای نسخ آن نازل نشد و پیامبر اکرم(ص) هم از آن نهی نکرد تا این که از دنیا رفت ولی مردی به نظر و رای خود آن چه خواست گفت. (منظورش خلیفه دوم است که آن را تحریم کرد). [۲]

و همین طور آمده است که عمر گفت ای مردم در عهد پیامبر سه چیز حلال بودند و من آنان را تحریم کرده و اگر کسی به آنها عمل کند او را مجازات می کنم این سه چیز عبارتند از متعه، متعه حج، و حی علی خیر العمل در اذان. البته در مصادر شیعه روایات فراوانی وجود دارد این دو مدرک مربوط به اهل سنت بود.[۳]

[۱]تفسیر کبیر فخر رازی ذیل آیه ۲۴ سوره نساء.

[۲]صحیح بخاری ج ۶ صفحه ۳۷ قسم التفسیر عند تفسیر الایه ۱۹۶ من سوره البقره.

[۳]کتاب تجرید قوشجی در مبحث امامت صفحه ۴۶۴٫





نوع مطلب :
برچسب ها : تحریم ازدواج موقت، ازدواج موقت، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه داستان، مسایل جنسی خانواده، ازدواج، راه حل مشکلات ازدواج، عشق، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

شاه عباس از وزیر خود پرسید:

امسال اوضاع اقتصادی كشور چگونه است؟"

وزیر گفت:

"الحمدالله به گونه ای است كه تمام پینه دوزان توانستند به زیارت كعبه روند!!"

شاه عباس گفت:

"نادان اگر اوضاع مالی مردم خوب بود كفاشان میبایست به مكه میرفتند نه پینه دوزان، چونكه مردم نمیتوانند كفش بخرند ناچار به تعمیرش میپردازند، بررسی كن و علت آنرا پیدا نما تا كار را اصلاح كنیم."
 

 

 


نتایج گرفته شده
1- شاخص مناسب می تواند در عین سادگی بیانگر وضعیت كل سازمان باشد.
2- در تحلیل شاخص باید جنبه های مختلف را بررسی نمود. گاهی بهبود ناگهانی یك شاخص بیانگر رشدهای سرطانی و ناموزون سیستم است.





نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : اوضاع اقتصادی كشور، شاه عباس، وزیر، سیاسی، شاخص، تحلیل، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

دختری بود نابینا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : نابینا، دختر، عروس، حجله گاه، دلداده، لرزیدن، مذهبی، دینی، شیعه، اسلام، حکمت، فلسفه و داستان، دوستی ها، دوست دختر، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا، نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار دارد.

کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی هست. و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین  جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد و آنهم فقط برای دو هفته!

کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.

خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.


کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت:

" از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"

و گفت:

"ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟"

ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت:

"تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته یا اطمینان خاطر با فقط 15.86 دلار پارک کنم "





نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : وام فوری، زرنگی به سبک اصفهانی، سده ای، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان،
لینک های مرتبط :

یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند٬ اطلاعیه ی بزرگی را در تابلو اعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود:

”دیروز فردی که همیشه در اداره مانع پیشرفت شما بود٬ در گذشت. مراسم تشییع جنازه فردا ساعت۱۰ صبح در سالن اجتماعات بر گزار می شود.”

در تمام اداره صحبت از این اعلامیه عجیب بود همه ناراحت از مرگ همکار ولی کنجکاو بودند بدانند چه کسی مانع پیشرفت آنها بوده است.

فردا صبح همه کارمندان ساعت ۱۰ به سالن اجتماعات رفتند و رفته رفته جمعیت زیاد شد. همه در تفکر بودند و انتظار …

در همان حال نیز فکر های رنگارنگی از موفقیت هایی که هیچگاه به آنها دست نیافتند و کارهایی که هیچ گاه برای انجامشان اقدام نکردند٬ به ذهنشان می آمد.

کارمندان در صفی قرار گرفتند تا برای ادای احترام به کنار تابوت بروند.

وقتی به درون تابوت نگاه می کردند٬ ناگهان خشک شان می زد و زبان شان بند می آمد.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : مانع پیشرفت شما مرد، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان، خود،
لینک های مرتبط :

آورده‌اند كه شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او....

شیخ احوال بهلول را پرسید.

گفتند او مردی دیوانه است.

گفت او را طلب كنید كه مرا با او كار است. پس تفحص كردند و او را در صحرایی یافتند.

شیخ پیش او رفت و سلام كرد.

بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه كسی هستی؟ عرض كرد منم شیخ جنید بغدادی.

فرمود تویی شیخ بغداد كه مردم را ارشاد می‌كنی؟ عرض كرد آری..

بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟


عرض كرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه كوچك برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌كنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه كه می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم..



بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی كه مرشد خلق باشی در صورتی كه هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.، حکایت بهلول و اندرزی حکیمانه، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان، بهلول، اصل، فرع،
لینک های مرتبط :

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می‌گفت: می‌آید، من تنها گوشی هستم كه غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی‌ام كه دردهایش را در خود نگه می‌دارد و سر انجام گنجشك روی شاخه‌ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

"با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكی داشتم، آرامگاه خستگی‌هایم بود و سرپناه بی كسی‌ام.
   
 تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟ چه می‌خواستی از لانه محقرم كجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی. گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی‌ام بر خاستی.

اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه‌هایش ملكوت خدا را پر كرد.

از وقتی فهمیدم بهت نیاز دارم، همه جا رو دنبالت گشتم. نمی دونی چقدر سختی کشیدم تا بتونم پیدات کنم. همون اول که چشمم بهت افتاد، احساس کردم اونی رو که می خواستم بدست اوردم. وقتی با منی دنیا برام روشن و شفافه.
تو چاره دردمی و همیشه جلوی چشممی.
عینک من، تو واقعاً یک نعمتی!!!
 





نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : گنجشک و خدا، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان، فلسفه بلاها، بلا، مار،
لینک های مرتبط :

در سال 1264 قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واكسن زدن به فرمان امیركبیر آغاز شد.

در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌كوبی می‌كردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبی به امیر كبیر خبردادند كه مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واكسن بزنند. به‌ویژه كه چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود

هنگامی كه خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر كسی كه حاضر نشود آبله بكوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می كرد كه با این فرمان همه مردم آبله می‌كوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود كه فرمان امیر را بپذیرند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : روزی که امیر کبیر گریست، داستان اولین واکسن، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان، امیرکبیر، واکسن، ایران،
لینک های مرتبط :

روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغلم را، دوستانم را، مذهبم را و خلاصه تمام وابستگی های زندگی ام را !

به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خداوند صحبت كنم و اگر نتوانستم دلیلی برای ادامه ی زندگیم بیابم به آن نیز خاتمه دهم !



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : خودکشی، آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان، بامبو، سرخس، خدا،
لینک های مرتبط :

یكی بود یكی نبود، یك پسرك بداخلاقی بود كه مرتب عصبانی می شد و به ندرت پیش می آمد كه بتواند حالت عصبی خود را كنترل كند، بخاطر این عادت هم اكثر دوستانش از او آزرده بودند.

پدرش فكری كرد و به جهت اینكه این عادت ناپسند را از او دور كند به او یك كیسه پر از میخ و یك چكش داد و گفت:

"هر وقت عصبانی شدی، یك میخ به دیوار روبرو بكوب"

روز اول پسرك مجبور شد 37 میخ به دیوار روبرو بكوبد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : آنتی ویروس ناد32، آنتی ویروس نود32، پسورد و یوزرنیم آنتی ویروس ناد32، آپدیت آنتی ویروس، داستان، میخ، دیوار، راه عصبی نشدن،
لینک های مرتبط :

روزی من با یک تاکسی به فرودگاه می رفتم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!


راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد و منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.

بنابراین پرسیدم:

چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما رابه بیمارستان بفرستد!

 

در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می گویم:

ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : آنتی ویروس نود، ناد 32، نود 32، nod32، پسورد جدید آنتی ویروس، پسورد امروز و آپدیت، کامیون حمل زباله، داستان، تاکسی،
لینک های مرتبط :

گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست.

برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.

وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد.

 عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار از او هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت

بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید:

من جواب را می دانم اما یک شرط دارد.

و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد.

چوپان هم می گوید:

تو باید مدفوع خودت را بخوری.

وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید:

تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش.

خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را  انجام می دهد.

سپس چوپان به او می گوید:

" کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری"   !!!!



نوع مطلب : باهم بخندیم به هم نخندیم، داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : پسورد نود32، ناد 32، آنتی ویروس ناد، یوزرنیم و پسورد آنتی ویروس، نجس ترین چیز دنیا، چوپان، طمع، تاج، تخت،
لینک های مرتبط :

كودكی كه آماده تولد بود، نزد خدا رفت و پرسید:

می گویند فردا شما مرا به زمین میفرستید، اما من به این كوچكی و بدون هیچ كمكی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟

خداوند پاسخ داد:

از میان تعداد بسیار فرشتگان، من یكی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تونگهداری خواهد كرد.

اما كودك هنوز مطمئن نبود كه می خواهد برود یا نه .


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

می گویند، اگر كسی‌ چهل‌روز پشت‌ سر هم‌ جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو كند، حضرت‌ خضر به‌ دیدنش‌ می‌آید و آرزوهایش‌ را برآورده‌ می‌كند.

سی‌ و نه‌ روز بود كه‌ مرد ‌ هر روز صبح‌ خیلی‌ زود از خواب‌ بیدار می‌شد و جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ می‌پاشید و جارو می‌كرد. او‌ از فقر و تنگدستی‌ رنج‌ می‌كشید. به‌ خودش‌ گفته‌ بود:

اگر خضر را ببینم، به‌ او می‌گویم‌ كه‌ دلم‌ می‌خواهد ثروتمند بشوم. مطمئن‌ هستم‌ كه‌ تمام‌ بدبختی‌ها و گرفتاری‌هایم‌ از فقر و بی‌پولی‌ است.

روز چهلم‌ فرارسید...

هنوز هوا تاریك‌ و روشن‌ بود كه‌ مشغول‌ جارو كردن‌ شد.


كمی‌ بعد متوجه‌ شد مقداری‌ خار و خاشاك‌ آن‌ طرف‌تر ریخته‌ شده‌ است. با خودش‌ گفت:

با این‌كه‌ آن‌ آشغال‌ها جلو در خانه‌ من‌ نیست، بهتر آنجا را هم‌ تمیز كنم. هرچه‌ باشد امروز روز ملاقات‌ من‌ با حضرت‌ خضر است، نباید جاهای‌ دیگر هم‌ كثیف‌ باشد...



مرد ‌با این‌ فكر آب‌ و جارو كردن‌ را رها كرد و داخل‌ خانه‌ شد تا بیلی‌ بیاورد و آشغال‌ها را بردارد.


وقتی‌ بیل‌ به ‌دست‌ بر می‌گشت، همه‌اش‌ به‌ فكر ملاقات‌ با خضر بود با این‌ فكرها مشغول‌ جمع‌ كردن‌ آشغال‌ها شد.


ناگهان‌ صدای‌ پایی‌ شنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : داستان جالب، خضر، آرزو، دعا،
لینک های مرتبط :

روزی، گرگی در دامنه کوه متوجه یک غار شد که حیوانات مختلف از آن عبور می کنند.

گرگ بسیار خوشحال شد و فکر کرد که اگر در مقابل غار کمین کند، می تواند حیوانات مختلف را صید کند.

بدین سبب، در مقابل خروجی غار کمین کرد تا حیوانات را شکار کند.

روز اول، یک گوسفند آمد.

گرگ به دنبال گوسفند رفت.

اما گوسفند بسرعت پا به فرار گذاشت و راه گریزی پیدا کرد و از معرکه گریخت.

گرگ بسیار دستپاچه و عصبانی شد و سوراخ را بست.

گرگ گمان می کرد که دیگر شکست نخواهد خورد.



روز دوم، یک خرگوش آمد.

گرگ با تمام نیرو به دنبال خرگوش دوید اما خرگوش از سوراخ کوچک تری در کنار سوراخ قبلی فرار کرد.

گرگ سوراخ های دیگر را بست و گفت که دیگر حیوانات نمی توانند از چنگ من بگریزند.



روز سوم، یک سنجاب کوچک آمد.

گرگ بسیار تلاش کرد تا سنجاب را صید کند.

اما سرانجام سنجاب نیز از یک سوراخ بسیار کوچک فرار کرد.

گرگ بسیار عصبانی شد و کلیه سوراخ های غار را مسدود کرد.

گرگ از تدبیر خود بسیار راضی بود.




اما روز چهارم، یک ببر آمد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : گرگ که بسیار ترسیده بود بلافاصله به سوی غار پا به فرار گذاشت.، داستان،
لینک های مرتبط :

میگن یه روز ده نفر داشتن توی جنگل میرفتن. دوتاشون میفتن توی چاه. تلاش میكنن كه بیان بالا اما بقیه داد میزدن كه شما نمیتونید بیخیال شین. یكیشون قبول میكنه و میمیره. اما اون یكی همچنان تلاش میكنه در حالی كه بازم بقیه داد میزدن تو نمیتونی. بالاخره میرسه بالا. همه تعجب میكنن. تازه میفهمن كه طرف كر بوده. روی كاغذ مینویسه: دوستان از اینكه منو تشویق كردین تا بیام بالا ممنونم.





نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها : تشویق، داستان عبرت انگیز، دانلود،
لینک های مرتبط :

روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند.

سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند.

بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هر کدام از دانش آموزان پس از اتمام، برگه های خود را به معلم تحویل داده، کلاس را ترک کردند.

روز شنبه، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت، و سپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت.



ادامه داستان


نوع مطلب : داستان های حکمت آمیز، جملات حکمت آمیز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :